مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

36

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

رياضت فكرى كشيده بدان متنعم اند ، جمع كرده است . تمام مباحث رفيع و عرشى اسفار منقول از فصوص و فتوحات و ديگر صحف قيمه و كريمه شيخ اكبر و پرورش يافتگان بلا واسطه و يا مع الواسطه او است . و گاهى به ندرت از ديگران چون خواجه عبدالله انصارى « 48 » و عين القضاه همدانى « 49 » و جنيد و شيخ عطار و ديگران نقل مىكند ولى عمده ، از آن عارف نامدار صاحب فتوحات است . و همانطور كه قبلا تذكر داده ايم داب صدرالمتالهين در اسفار اين است كه در فاتحه هر مساله به ممشاى قوم در مسير فلسفه رائج مشى مىكند ، و در خاتمه از آنها فاصله مى گيرد كه أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ، و در پى تحقيق نكات دقيق عرشى عرشيان برمى آيد ، لذا اگر كتاب كبير اسفار را مدخل و يا شرح فصوص و فتوحات بدانيم ناطق به صوابيم . و هر گاه فرضا تحقيقات و لطائف ذوقى و وجدانى اين مكاشف بزرگ محيى الدين ، و براهين استوار صدرالمتالهين در پيرامون آنها از اسفار برداشته شود ، ديگر اسفار ، حكمت متعاليه نخواهد بود و همان مسائل فلسفه رائج مى ماند . و آنچه در صدر اين مبحث گفتيم كه حكمت متعاليه علاوه بر بحث و نظر ، مستند به كشف و ذوق است ، بدان معنى نيست كه بايد كشف هم از خود مبرهن باشد . بسيارى از براهينى را كه صدرالمتالهين در اسفار در حول كشفياتى اقامه مى فرمايد [ كه آن كشفيات ] از خود او نيست . اهل فن مى دانند كه در اسلام و قبل از اسلام كتابى در معرفت نفس به عظمت نمطهاى سوم و هفتم و هشتم و نهم و دهم اشارات و كتاب نفس شفاى شيخ رئيس ، و كتاب نفس اسفار صدرالمتالهين ، و

--> ( 48 ) اسفار ، ج 1 ، آخر فصل 29 ، ص 194 . ( 49 ) اسفار ، ج 3 ، ص 183 .